این درک ها و شناخت های متقابل کمک زیادی میتونه بکنه برای داشتن یک زندگی مشترک خوب یا حتی برای دوام یک زندگی معمولی ! ولی با این همه شناختی که این روزها دخترها و پسرها از طریق روابط نامشروع دارند آمار ازدواج و طلاق چیز دیگری نشان میدهد . اگر دخترها و پسرها با شناخت ازدواج میکنن چرا زندگی شان ختم به خیر نمیشود ؟ آیا رابطشون برای شناخت کافی نبود یا اینکه مثل همیشه هدف وسیله را توجیه نمیکند و چون تشکیل این رابطه مشکل داشت این زندگی ها به طلاق ختم میشوند ؟
برای بررسی این مورد ساعت ها حرف دارم که باید در موردشون حرف بزنیم و فکر کنیم و تحلیل کنیم تا یه جایی برسیم ولی تا بحال به این نتیجه رسیدم که بهترین روش همسر گزینی پیشنهاد والدین و انتخاب جوانان است . یعنی والدین برن خانواده ی دختر یا پسر رو بشناسن و تحقیق کنند ببینند این دو جوان میتونن باهم زندی کنند یا نه بعدش با پسر یا دختر در میان بگذارند و دست دختر یا پسر را در انتخاب آزاد بگذارند تا از موردهایی که خانواده ها هم تراز ( از هر لحاظ ) هستند انتخاب کند .
برچسب:
نویسنده: غزل موسوی