سرعت روزهای عاشقی حداقل دوبرابر روزهای معمولی است، امروز یک ماه از سر سفره عقد می گذرد و من به دنبال فرصتی برای نوشتن در مورد زندگی و همه زندگیم فرصتی پیدا نمی کردم تا اینکه امروز به بهانه ماه گرد دست به قلم شدم و از اعماق دلم برای زندگیم می نویسم.
زندگی چیزی کم داشت
زندگی برای معنا شدن حال و حوصله نداشت
زندگی دنبال بهانه ای برای شاد بودن می گشت
شیطان مدام از صبر می گفت!
صبری که شیطان دعوت به آن می کند دوری از معشوق است
صبری که بهانه می گیرد
روزی از سختی روزگار می گوید
روزی از گرانی
روز دیگر از بی وفایی!
اما یادم بود که برای رسیدن به خدا باید حرکت کرد
باید حصار را شکست
باید رها شد از تعلقات و دل را به خدا سپرد
از خدا خواستم کمکم کند تا برزخ را به سلامت رد شوم
دعای مادرم مستجاب شد
فرشته ای نصیبم شد بی نظیر در عالم
امید به حضرت زهرا بسته بودم
فرشته ام به شدت زهرایی است
آنقدر زهرایی که از لحظه ورود به قلب و زندگیم خدایی شدن را حس می کنم
وقتی سعدی می نوشت:
از دست و زبان که برآید کز عهده شکرش به در آید
می دانست که نعمتی این چنینی خدا به من خواهد داد.
الحمد لله رب العالمین
پی نوشت:
برای دوستانم هم آرزوی خوشبختی و سعادت می کنم.
برچسب:
نویسنده: غزل موسوی