خرید بک لینک

بی تو مهتاب شبی در بغل پنجره مُردم
و خودم را به غم انگیز ترین درد سپردم

تو که رفتی و رمیدی و گذشتی و رسیدی
من به جز حسرت و اندوه ولی سهم نبردم

و دلت بود از این هجرت پر درد خبردار
مرگ بادم که فریب تو و لبخند تو خوردم

وعده کردی که مرا خسته و تنها نرهانی
من ولی تا صدمین روز به یاد تو شمردم

باز میگویم و میگویمت ای مرغ مهاجر
بی تو مهتاب شبی در بغل پنجره مُردم

برچسب: بی تو مهتاب شبی,بی تو میمیرم,بی تو به سامان نرسم,بی تو به سر نمیشود,بی تو نمیتونم,بی تو امیر عظیمی,بی تو سیاوش قمیشی,بی تو دستام سرده سرده,بی تو ای سرو روان,بی تو من با بدن, نویسنده: غزل موسوی تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 7:12

صفحه بندی